سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
 تعداد کل بازدید : 2529

  بازدید امروز : 0

  بازدید دیروز : 1

نسیمی از هفت آسمان

 
آن که پیشاپیش رایها تاخت ، درست را از خطا باز شناخت . [نهج البلاغه]
 
نویسنده: بچه کویر ::: پنج شنبه 87/6/14::: ساعت 11:24 صبح
و امروز هم یکی از آن روزهایی است که حال من گرفته شد.
روزی که می دانم باید تا مدتها باهاش کنار بیایم و اثرش در زندگی تا هفته ها و شاید ماه ها باقی باشد.
مشکلی که هرچند برای اهل بصیرت مشکل چندانی نیست اما برای آن کس که من با او طرفم مشکل اساسی محسوب می شود و نمی تواند آن را حتی درک کند.
سختی اش مال من است و...
نمی دانم نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم و چه کار کنم
خدایا خودت به یاری ام بیا
دوستان دعاکنید که زود تر از آنچه فکرش را می کنم مسأله حل شود
خدایا خودت کمک کن در این ماه مبارک
آمین

 
نویسنده: بچه کویر ::: شنبه 87/4/1::: ساعت 9:39 صبح

 

تنها! تنهاترین!!

تنهایی هم احساس زیبایی است.

در دریا، در کوه، در دشت، در اجتماع و حتی در بین دوستان!

تنهایی هم عالمی دارد.

و شاید چون زیباست

خدا هم همیشه تنهاست.

چرا که خدا زیباست و زیبایی ها را دوست دارد.


 
نویسنده: بچه کویر ::: پنج شنبه 87/1/1::: ساعت 9:0 صبح

باز بهار آمد. به زیبایی تمام. اما آیا تا به حال بهار کویر را دیده اید؟
در کویر، در آن نعمت گمنام خداوند، بهار در طبیعت خشن طور دیگری جلوه می کند.
بهار ما که دل طوفانهای شن مدفون شده است، به آبادی ها و شهرها هجوم می آورد و مردم با دلهره به استقبالش می روند هر لحظه در هراسند که به جای خانه تکانی ، ترک خانه کنند.
بهار ما در قهقهه آبشار نیست، در سوز آب شور قناتی است که می روند تا هر لحظه پایان عمر خود را نظاره کنند.
بهار ما شکفتن گل ها نیست، تلاش بوته خاری است که با مشقت فراوان سر از زیر شن های داغ بیرون می آورد.
بهار ما در شکوفه درختان و نسیم نوروزی نیست؛ چرا که سرمای شدید زمستان درختی را زنده نگذاشته و بادهای گرم و شدید، گل انارهایی که دور از چشم زمستان درختانی را زینت داده اند، می ریزاند.
بهار ما در اشک درختان پسته ای است که نگرانند که چگونه سالی دیگر را در جهنم کویر بدون قطره ای آب سرکنند.
بهار ما در پینه دست های پسر بچه ها و مردانی است که در زمین هایشان بوته های خار می کارند و آب گران بهایشان را به پایش می ریزند تا چند صباحی دیگر شن های روان؛ آن مهمانان شوم و ناخوانده را به ده راه ندهند.
بهار ما خون دل دختر بچه هایی است که خامه های امید را با انگشتان زخمی به تارهای قالی گره می زنند و با اشک چشمان کم سویشان گل های باغ قالی را آبیاری می کنند.
بهار ما آسایش و خوشی نیست، شادی و نشاط نیست، دلهره است و ترس و هراس و امید و... اما زیباست!


 
نویسنده: بچه کویر ::: پنج شنبه 86/11/18::: ساعت 8:45 صبح

پیرمردی از خدا شناسی می گفت. با همان دید محلی و واژه های آشنایش.

می گفت: خدا خیلی عالمه. همه چی رو می دونه.

- چی رو می دونه؟

- اینکه چی کار کنه!

- مگه چی کار کرده؟

- می دونی خدا چرا به شتر بال نداده؟

- نه!!! چطور مگه؟

- آخه برا همین می گم خدا عالمه. آخه خدا اگه به شتر بال می داد حالا هیچ بادگیری سالم نمونده بود!


 
نویسنده: بچه کویر ::: پنج شنبه 86/11/18::: ساعت 8:14 صبح

 

 

بادگیر

بادگیر برای کویری ها یک نماد است.

بادگیرها تمام بادها و نسیم های ملایم را جمع می کنند و به صاحب خانه می دهند!

در این وبلاگ نیز از هر نسیمی از هر جایی برای شما جمع می کنیم و به شما صاحب خانه ها می دهیم.

به زودی منتظر نوشته ها باشید.


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

درباره خودم


نسیمی از هفت آسمان

بچه کویر
نسیمی از هفت آسمان از هر جایی هر نوشته زیبا و مفید.
 

حضور و غیاب

 

اشتراک